در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مرداد و شهریور 5931، دوره 1، شماره 9 05032-DOI: 10.21859/jne تأثیر آموزش احیاء قلبی ریوی به روش ترکیبی بر آگاهی و عملکرد همراهان بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی

شیوا صالحی 1، سحر ذوالنوری 2، بهشته طبرسی 1، حدیث قنبریان 3، مرتضی نصیری 4،*

0 کارشناسی ارشد پرستاری، گروه پرستاری، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
کارشناس ارشد پرستاری، بیمارستان شهید خرمی، خرم آباد، ایران
دانشجوی کارشناس ارشد پرستاری، گروه پرستاری، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران، تهران ،ایران
کارشناس ارشد پرستاری، گروه اتاق عمل، دانشکده پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی قم، قم، ایران
* نویسنده مسئول: مرتضی نصیری، کارشناس ارشد پرستاری، گروه اتاق عمل، دانشکده پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی قم ،
mortezanasiri.or87@yahoo.com :قم، ایران. ایمیل
تاریخ دریافت مقاله: 01/10/0304 تاریخ پذیرش مقاله: 02/01/0304
چکیده
مقدمه: از آن جا که انجام احیاء قلبی ریوی در بیمارانی که خارج از بیمارستان دچار ایست قلبی شدهاند باعث کاهش چشمگیر میزان مرگ و میر آنها میشود و نظر به این که میزان آگاهی و عملکرد افراد عمومی جامعه در خصوص این پروسه پایین گزارش شده، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش احیاء قلبی ریوی بر آگاهی و عملکرد همراهان بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی و عروقی انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بر روی همراه 44 بیمار دارای بیماریهای قلبی عروقی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی )ره( اهواز در سال 0303 انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود که یک بار در 22 ساعت اول ورود به بخش و مجدداً 2 هفته بعد از آموزش تکمیل شد. آموزش در 3 جلسه 61 دقیقهای در 3 روز متوالی به روش سخنرانی، اجرا بر روی مولاژ و بحث در گروههای کوچک داده شد. تجزیه و تحلیل آماری توسط نرم افزار SPSS16 و با استفاده از آماری توصیفی )توزیع فراوانی مطلق و نسبی، میانگین و انحراف معیار( و استنباطی )آزمون آماری تی زوجی و کای اسکوئر( انجام شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار آگاهی قبل و بعد از آموزش به ترتیب 14/3 ± 04/1 و 43/3 ± 20/00 و میانگین و انحراف معیار عملکرد قبل و بعد از آموزش به ترتیب 02/0 ± 40/01 و 40/4 ± 40/00 بود. اختلاف معناداری بین آگاهی و عملکرد واحدهای مورد پژوهش پس از آموزش نسبت به قبل از آموزش وجود داشت) 110/1 ≥ P(.
نتیجه گیری: از آنجا که نتایج نشان داد آموزش ترکیبی به همراه بیماران مبتلا به بیماری قلبی عروقی در افزایش آگاهی و عملکرد آنها مؤثر میباشد، استفاده از این روش آموزشی پیشنهاد میشود.
کلیدواژهها: بیماریهای قلبی و عروقی، احیاء قلبی ریوی، آگاهی، عملکرد، آموزش
تمامی حقوق نشر برای انجمن علمی پرستاری ایران محفوظ است.

مقدمهاحیاء قلبی ریوی مغزی(cardiopulmonary cerebral resuscitation: CPCR) شامل اقداماتی است که با هدف بازگرداندن اعمال حیاتی دو عضو مهم قلب و مغز انجام میشود. این اقدامات شامل بررسی و تشخیص سریع ایست قلبی و اطلاع به سیستم اورژانس 001، شروع سریع احیاء قلبی با فشردن قفسه سینه، باز کردن
01
راه هوایی و دادن تنفس مصنوعی و مرحله آخر دفیبریلاسیون سریع )قابل انجام توسط امدادگران حرفهای( میباشد )0(. بر اساس گزارش انجمن قلب ایالات متحده، شروع سریع احیاء قلبی ریوی و دفیبریلاسیون در عرض 6–4 دقیقه بعد از ایست قلبی بیمار به همراه شروع سریع حمایتهای پیشرفته حفظ حیات، باعث افزایش میزان بقاءو پیامدهای بلند مدت به بیش از 11% در بیماران با ایست قلبی میشود)2(. متأسفانه با وجود گذشت نزدیک به پنجاه سال از شروع عملیاتاحیاء قلبی ریوی، میزان مرگ و میر بعد از ایست قلبی بالا گزارش شده است )3(. سالیانه تعداد زیادی از افراد به دلیل عدم انجام اقدامات مناسب احیاء قلبی ریوی جان خود را از دست میدهند یا سالهای بقای آنها کاهش مییابد )4(.
مشکل اصلی در حفظ جان بیماران با انجام احیاء قلبی ریوی، فقدان دانش و مهارت کافی افراد عادی جامعه در مورد اقدامات لازم و مناسب برای بیمار است. از آن جا که محل وقوع 21% حملههای قلبی در منزل و در حالتی است که اطرافیان نظاره گر آنها میباشند، افراد عادی جامعه و اعضای خانواده بیماران دارای مشکلات قلبی در موفقیت احیاء قلبی ریوی و کاهش مرگ و میر بیماران نقش موثری دارند )1(. به خاطر اهمیت این موضوع، در سال 0023 انجمن قلب آمریکا آموزش همگانی این روش را در سطح کل جامعه پیشهاد داد و به دنبال اجرای آن تا به حال حدود 11 میلیون آمریکایی به صورت تئوری و عملی آموزش دیدهاند )6(. برخلاف آموزشهای ارائه شده، امروزه نحوه آموزشهای همگانی ارائه شده در خصوص احیاء قلبی ریوی ضعیف گزارش شده، به طوری که عدم آموزش صحیح به صورت تئوری و عملی یکی از مهمترین دلایل عدم تمایل و یا بی میلی افراد حاضر در صحنه برای شروع احیاء قلبی ریوی بیان شده است )2(. اگرچه در ایران آمار دقیقی از آموزش احیاء قلبی ریوی به افراد عمومی جامعه ارائه نشده است، اما نتایج مطالعات نشان میدهد که آموزشهای ارائه شده در زمینه احیاء قلبی ریوی به افراد عادی و غیرحرفهای مطلوب نمیباشد و نیاز است با بهره گیری روشهای مناسب آموزشی، آموزشهای لازم و ضروری به این افراد ارائه شود )4-01(.
امروزه روشهای متعددی برای حفظ آگاهی و ارتقاء مهارت در انجام احیاء قلبی ریوی پایه استفاده میشود که از آن جمله میتوان به سخنرانی، آموزش گروهی، پرسش و پاسخ، اجرای تمرینهای عملی و نمایش فیلم، آموزش چهره به چهره و آموزش الکترونیک اشاره کرد )00-03(. یکی از روشهای فعال و نوین آموزشی، تدریس به شیوه بحث در گروههای کوچک است که به شیوه فراگیر محور انجام میشود. در این روش مطالب علمی مستقیماً توسط مدرس در اختیار فراگیران قرار نمیگیرد، بلکه مدرس مطالبی را ارائه و معرفی میکند تا فراگیر به جمع آوری اطلاعات بیشتر بپردازد، از این رو فراگیر ضمن مشارکت فعالانه در فعالیتهای آموزشی، مسئولیت یادگیری را نیز به عهده دارند )01(. با این وجود، این روش نیز دارای محدودیتها و معایبی از جمله دشواری روش اجرا و نیاز داشتن به مهارتهای خاص میباشد که درصورت عدم سازمان دهی و ایفای نقش مناسب در گروههای کوچک، نتیجه مفیدی نخواهد داشت )04(. لذا، امروزه برخی تحقیقات، روش آموزش تلفیقی را بهترین و کاملترین روش آموزش و یادگیری معرفی نمودهاند و آن را روشی جامعه نگر و پایهای برای آموزش مستمر و خود جوش قلمداد میکنند که بر علاقه و مشخصات فردی فراگیران تکیه دارد. این روش با در نظر داشتن انگیزه و تجربه فراگیران، آنها را فعال کرده و احساس مسئولیت، حس استقلال، اعتماد به نفس و خلاقیت در انجام امور بالینی را در آنها پرورش میدهد )02(. اگرچه در زمینه اثربخشی آموزش احیاء قلبی ریوی به روش تلفیقی مداخلات اندکی انجام شده است، با این وجود برخی از مطالعات حاکی از اثربخشی این
00
روش است )4, 01( و در بعضی مطالعات تأثیر آموزش ترکیبی مانندسایر روشها ذکر شده است )06(.
بدیهی است که بکارگیری روشهای مناسب آموزش و یادگیری، مرهون رویکرد اساسی به امر پژوهش در آموزش میباشد. با توجه به نتایج ضد و نقیض در زمینه اثر بخشی روشهای مختلف آموزش احیاء قلبی ریوی و نظر به این که میزان آگاهی و عملکرد مردم عادی و غیرحرفهای جامعه در خصوص احیاء قلبی ریوی در سطح ضعیف گزارش شده )4-01( و مطالعات اندکی در زمینه اثربخشی روشهای مختلف آموزش بر آگاهی و عملکرد این افراد انجام شده است، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش احیاء قلبی ریوی بر آگاهی و عملکرد همراهان بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی و عروقی انجام شد.
روش کار
این پژوهش نیمه تجربی به صورت تک گروهی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بر روی همراهان بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی و عروقی مراجعه کننده به بخشهای ویژه قلبی) CCU3 ،CCU2 ،CCU1 و اورژانس کاردیولوژی( بیمارستان امام خمینی )ره( وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اهواز در سال 0303 انجام شد. از معیارهای ورود به مطالعه به عهده داشتن مسئولیت نگهداری و رسیدگی به بیمار بعد از ترخیص بیمار از بیمارستان، داشتن سواد خواندن و نوشتن، عدم شرکت در برنامههای آموزشی مربوط به احیاء قلبی ریوی و دورههای کمکهای اولیه و گذشتن حداقل 22 ساعت از زمان بستری شدن بیمار مورد نظر در بخش مراقبتهای ویژه بود. عدم مراجعه همراه دائمی بیمار 2 هفته بعد از اتمام کلاسهای آموزشی جهت تکمیل پرسشنامه و مشاهده نحوه عملکردش بر روی مولاژ، غیبت بیش از یک جلسه در دورههای آموزشی و تغییر کردن همراه بیمار در طول دورههای آموزشی به عنوان معیارهای خروج از مطالعه در نظر گرفته شد.
حجم نمونه با نظر استاد محترم آمار و استفاده از فرمول حجم نمونه و مؤلفههای )11/1d = 1/0 ،CI = %01 ،P = 1/10 ،α = ( 34 نفر به دست آمد که جهت اطمینان بیشتر به 44 نفر افزایش یافت. نمونههای پژوهش به طور تصادفی تدریجی از جامعه پژوهش انتخاب شدند.
پرسشنامه پژوهش حاضر شامل سه قسمت مشخصات دموگرافیک، 21 سؤال مرتبط با آگاهی و 31 سؤال مرتبط با عملکرد درباره احیاء قلبی ریوی بود. سؤالات مربوط به آگاهی و عملکرد از پرسشنامه مطالعه Davari و همکاران )0( استخراج شد که براساس معیارهای 2101 انجمن قلب آمریکا تهیه شد بود. سؤالات آگاهی شامل سؤالهایی در زمینههای تغییرات جدید و مهم دستورالعمل احیاء قلبی ریوی و توالی زنجیره بقاء، کمیت و کیفیت پروسیجرهای احیاء قلبی ریوی )مانند بررسی سطح هوشیاری، بررسی تنفس، بررسی نبض، محل، عمق و تعداد فشرده شدن قفسه سینه، تکنیک باز کردن راه هوایی، انواع تنفس، تعداد تنفس مصنوعی و نسبت تعداد فشرده شدن قفسه سینه به تنفس( بود. نمره دهی سؤالات آگاهی به این صورت بود که برای هر سؤال صحیح 0 نمره در نظر گرفته شد. بر این اساس، حداقل و حداکثر نمره آگاهی صفر و بیست برآورد شد. بر اساس امتیازات کسب شده، آگاهی بر اساس مقیاس لیکرت در سه سطح خوب )نمره 21-03(، متوسط )نمره 02-2( و ضعیف )نمره کمتر از 6( در نظر گرفته شد.
سؤالات مرتبط با عملکرد شامل نحوه عملکرد واحدهای مورد پژوهش

نشریه آموزش پرستاری، دوره 1، شماره 9، مرداد و شهریور 5931
در مورد اجرای اقدامات پایه حفظ حیات، انجام ماساژ، سرعت و محلماساژ قلبی، بازگشت قفسه سینه، وقفه در ماساژ قلبی، نحوه باز کردنراه هوایی، چگونگی بررسی تنفس، تنفس مصنوعی )تنفس دهان به دهان، تنفس دهان به پوششهای محافظ، تنفس دهان به بینی و دهان به استوما و ماسک کیسهای(، محل و نحوه کنترل انواع نبضها، نسبت ماساژ به تنفس، زمان هر دم و باز دم و وضعیت بهبودی بود. در این پژوهش در صورتی که فراگیر مهارت را صحیح انجام میداد، نمره یک و در صورت عدم انجام صحیح نمره صفر کسب نمود. لذا، حداقل و حداکثر نمره عملکرد صفر و سی در نظر گرفته شد. بر اساس امتیازات کسب شده، عملکرد به سه سطح خوب )نمره 31 – 21(، متوسط )نمره 21-01( و ضعیف )نمره کمتر از 01( طبقه بندی شد. به منظور بررسی روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوا استفاده شد. بدین صورت که پرسشنامه مطالعهDavari و همکاران )0( توسط اساتید راهنما، مشاور و 01 نفر از اعضاء هیئت علمی و متخصصین قلب و عروق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران تحت بررسی قرار گرفت و بر اساس نظرات آنها، 3 سؤال پرسشنامه که در زمینه عملکرد بود، حذف شد. جهت اعتماد علمی سؤالات حیطه آگاهی از روش آزمون مجدد استفاده شد، به این ترتیب که ابتدا پرسشنامه توسط 01 نفر از همراهان بیماران )جز جامعه اصلی پژوهش نبودند( تکمیل شد و بعد از 01 روز مجدداً پرسشنامه توسط همان افراد تکمیل و ضریب همبستگی معادل 40/1 تعیین شد. جهت تعیین اعتماد علمی سؤالات حیطه عملکرد از روش سنجش و مشاهده بین پژوهشگران استفاده شد، بدین ترتیب که به طور همزمان عملکرد واحدهای مورد پژوهش از طریق مشاهده پژوهشگر و پرستار دیگری که از نظر سطح تحصیلات و سابقه کاری با پژوهشگر یکسان بود صورت گرفت و پایایی آن 24/1 محاسبه شد.
پس از اخذ مجوز از کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، نمونهها پس از توضیح اهداف و کسب رضایت از آنها انتخاب شدند و پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک توسط واحدهای مورد پژوهش تکمیل شد. به منظور ارزیابی اولیه، سؤالات حیطه آگاهی توسط واحدهای مورد پژوهش پاسخ داده شد و نحوه عملکرد آنها بر روی مولاژ توسط پژوهشگر نمره دهی شد. سپس نمونهها در 1 گروه 01-0 نفره تقسیم شدند و در سه جلسه 61 دقیقهای در 3 روز متوالی آموزش دیدند. نحوه توزیع در این گروهها به انتخاب خود فرد بود تا کسانی که حداکثر مشارکت را با هم داشتند، در یک گروه قرار گیرند. انتخاب سرگروه نیز به عهده خود فراگیر بود. در این روش مدرس )کارشناسی ارشد پرستاری( در جلسه اول و دوم حدود 31 تا 41 دقیقه مباحث اصلی را به صورت سخنرانی و آموزش بر روی مولاژ ارائه میداد و از سرگروهها میخواست که در جلسه )دوم و سوم( بعد با همکاری سایر اعضای گروه، درباره مطالب آموخته شده جستجو کنند و آنها را در قالب سمینار و با استفاده از سخنرانی و مولاژ به مدت 21 تا 31 دقیقه در ابتدای جلسه ارائه دهند. در جلسه سوم آموزش جدیدی ارائه نشد و مطالب قبلی ارائه شده مرور شد و جزوه آموزشی در اختیار کلیه نمونهها قرار گرفت. قبل از برگزاری جلسات دوم و سوم، مدرس فراگیران را در مورد چگونگی تهیه مطالب به منظور نظارت بر محتوا و پوشش کامل اهداف راهنمایی میکرد. در هنگام ارائه فراگیران نیز مدرس به عنوان هماهنگ کننده و به منظور رعایت برنامه زمان بندی ارائه مطالب، پاسخ به سؤالات فراگیران، تکمیل بحث و همچنین

21
برقراری نظم در کلاس حضور داشت. 2 هفته پس از اتمام آموزش پسآزمون گرفته شد.

جدول 1: توزیع فراوانی مطلق و نسبی مشخصات دموگرافیک واحدهای مورد پژوهش
فراوانی%) ( مشخصات
2/14 جنسیت
26 )14/2( زن
22 )41/4( مرد
وضعیت تأهل
00 )22/0( مجرد
34 )21/4( متأهل
0 )2/0( مطلقه
2 )4/2( همسر فوت شده
تحصیلات
02 )21( ابتدایی
03 )22/0( راهنمایی
01 )30/3( دیپلم
4 )4/4( فوق دیپلم
4 )4/4( لیسانس و بالاتر
وضعیت اشتغال
00 )22/0( خانه دار
02 )21( کارمند
00 )22/0( کارگر
4 )4/3( بازنشسته
6 )02/1( بیکار
4 )4/3( کشاورز
نسبت مراقب با بیمار
01 )21/4( پدر
02 )21( مادر
2 )4/2( خواهر
3 )6/3( برادر
04 )32/1( همسر
3 )6/3( فرزند
داشتن اطلاعات در مورد احیا قلبی ریوی
00 )30/6( بله
20 )61/4( خیر
نحوه کسب اطلاعات در مورد احیا قلبی ریوی
2 )04/6( مطالعه کتاب
02 )21( رسانههای رادیو و تلویزیون
20 )61/4( بدون اطلاع

تاریخ و ساعت برگزاری پس آزمون در جلسه آخر آموزش اطلاع رسانی شد و به منظور یادآوری، فراگیران با استفاده از تماس تلفنی به محلآموزش فراخوانده شدند. در این مرحله نیز سؤالات حیطه آگاهی مجدداًتوسط نمونهها پاسخ داده شد و نحوه عملکرد واحدهای مورد پژوهشبر روی مولاژ نیز مجدداً توسط پژوهشگر ارزیابی شد.
دادههای جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 06 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای توصیف فراوانی مطلق، فراوانی نسبی، میانگین و انحراف معیار از آمار توصیفی و جهت مقایسه نمرات قبل و بعد از مداخله از آزمون کای اسکوئر وt زوجی استفاده شد. در تمام آزمونها 11/1P < به عنوان اختلاف آماری معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها
جدول 2: توزیع فراوانی مطلق و نسبی سطح آگاهی و عملکرد نمونههای مورد پژوهش قبل و بعد از آموزش
عملکرد آگاهی
خوب )نمره 22 تا 32( متوسط )نمره 12 تا 22( ضعیف )نمره
کمتر 12( خوب )نمره 13 تا 22( متوسط )نمره 7 تا 12( ضعیف )نمره
کمتر 6(
1 )1( 24 )11( 24 )11( 1 )1( 00 )30/6( 20 )61/4( قبل از آموزش

بعد از آموزش
P-Value
میانگین و انحراف معیار سن واحدهای پژوهش 42/23 ± 00/12 سال بود. اکثریت نمونهها )6/62%( در گروه سنی بیشتر از 41 سال قرار داشتند. اکثریت )2/14%( واحدهای پژوهش را زنان تشکیل دادند. اکثریت افراد )4/61%( اطلاعی در مورد احیاء قلبی ریوی نداشتند و در بین افرادی که از احیاء قلبی ریوی مطلع بودند )6/30%(، اکثریت)21%( افراد اطلاعات خود را از طریق رادیو و تلویزیون و حداقل
)6/04%( آنها از طریق مطالعه کتاب کسب کرده بودند. سایر اطلاعات دموگرافیک نمونههای مورد پژوهش در جدول 0 نشان داده شده است.
قبل از آموزش، آگاهی اکثریت واحدهای مورد پژوهش )4/61%( در مورد احیاء قلبی ریوی در سطح ضعیف بود و هیچ کدام از نمونهها از آگاهی در سطح خوب برخوردار نبودند در حالی که پس از آموزش، اکثریت واحدهای مورد پژوهش )4/61%( آگاهی در سطح متوسط )02-2( و حداقل آنها )3/4%( آگاهی در حد سطح ضعیف داشتند. قبل از آموزش، اکثریت واحدهای مورد پژوهش )011%( در مورد احیاء قلبی ریوی عملکردی در سطح ضعیف و متوسط داشتند اما بعد از آموزش، اکثریت واحدهای مورد پژوهش عملکرد در سطح متوسط )4/61%( و خوب )6/30%( داشتند. آزمون آماری کای اسکوئر اختلاف معناداری بین سطح آگاهی و عملکرد در دو مرحله قبل و بعد از آموزش نشان داد )جدول 2(.

میانگین و انحراف معیار سطح آگاهی واحدهای مورد پژوهش قبل و بعد از آموزش به ترتیب 14/3 ± 04/1 و 43/3 ± 20/00 بود و آزمون آماریt زوجی اختلاف معناداری بین میانگین امتیازات آگاهی در دو مرحله قبل و بعد از آموزش نشان داد )110/1P ≤(. میانگین و انحراف معیار سطح عملکرد واحدهای مورد پژوهش قبل و بعد از آموزش به ترتیب 02/0 ± 40/01 و 40/4 ± 22/00 بود و آزمون آماریt زوجی اختلاف معناداری بین میانگین امتیازات عملکرد در دو مرحله قبل و بعد از آموزش نشان داد )110/1P ≤(.
بحث

  • 1

پاسخ دهید